صهيونيسم جهاني مظهر نژادپرستي
![]()
رئيسجمهور اجلاس جهاني دوربان 2 را به دادگاهي براي محاكمه رژيم صهيونيستي و حاميان قسمخوردهاش تبديل كرد و به مخاطبين حاضر در جلسه با ارائه راهكارهايي خواستار ريشهكني صهيونيزم جهاني با استفاده از ابزارهاي سياسي در كنار كار فرهنگي شد. شجاعت بيمثال رئيسجمهور در محكوميت نژادپرستي نمايندگان خشمگين صهيونيزم جهاني را مجبور به ترك جلسه كرد.
در ميان سخنان رئيسجمهوري اسلامي ايران در اجلاس دوربان سوئيس، احمدينژاد در بخشي از سخنان خود به حق وتوي تعدادي از كشورها در شوراي امنيت سازمان ملل اشاره كرد و چنين امتيازي را بدون هيچ منطق ديني و عدالت و قانون و كرامت انساني دانست.
در اين بخش از سخنان رئيسجمهور اكثريت حضار با دستزدن چند ثانيهاي سخنان رئيسجمهوري اسلامي ايران را مورد تاييد قرار دادند.
احمدينژاد در بخشي ديگر از سخنان خود به تجاوز يك رژيم جعلي به سرزمين فلسطين به بهانه هولوكاست اشاره كرد كه در اين لحظه تعدادي از نمايندگان كشورهاي حامي رژيم صهيونيستي از جمله كانادا، فرانسه و انگليس سالن اجلاس را به نشانه اعتراض ترك كردند اما به محض بلند شدن اين افراد از جاي خود براي خروج از سالن، اكثريت حضار با دستزدن ممتد سخنان رئيسجمهوري اسلامي ايران را مورد حمايت خود قرار دادند.
سه نفر ديگر از حضار اين اجلاس كه در بالكن سالن مستقر بوده و به نظر ميرسيد از خبرنگاران غربي بودند نيز با فرياد سعي در قطعكردن سخنان احمدينژاد داشتند كه رئيسجمهوري اسلامي ايران تنها به آنها لبخند زد و اين حركت احمدينژاد باز هم با تشويق حضار مواجه شد.
سخنان احمدي نژاد در اواخر سخنانش تشويق بيشتر و طولاني تر حضار را در پي داشت.
متن كامل سخنراني دكتر محمود احمدينژاد به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
حمد و سپاس مخصوص خداوند عادل، مهربان و خيرخواه بندگان است.
سلام خدا بر پيامبران الهي از حضرت آدم تا نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و پيامبر خاتم حضرت محمد مصطفي صليالله عليه و آله و سلم كه همه منادي يكتاپرستي برادري و محبت، كرامت انساني و عدالت بودهاند.
جناب آقاي رئيس،
دبير كل محترم سازمان ملل،
كميسيون محترم عالي حقوق بشر،
خانمها و آقايان؛
گرد آمدهايم تا در ادامه كنفرانس مبارزه با نژادپرستي دوربان با بررسي اوضاع كنوني، راهكارهاي عملي در اين مبارزه مقدس و انساني جستوجو كنيم. در حوادث چند قرن اخير ظلمهاي بزرگي بر بشريت رفته است. در قرون وسطي عالمان و انديشمندان به مرگ محكوم ميشدند و پس از آن بردهداري و بردهفروشي و شكار انسانهاي بيگناه و جداكردن آنها از خانوادههاي خود و انتقال آنها به اروپا و آمريكا در بدترين شرايط و در مقياس ميليوني رواج داشته است.
دوراني تاريك كه همراه با اشغال سرزمينها و چپاول منابع و كشتار آوارگي مردم بيپناه بوده است. سالها گذشت تا ملتها با قيام خود و با بهاي سنگين و به قيمت كشتهشدن ميليونها انسان، متجاوزان خود را بيرون و حكومتهاي مستقل و ملي برپا كردند.
قدرتطلبان در فاصله زماني كوتاهي دو جنگ بزرگ را بر اروپا و بخشي از آسيا و آفريقا تحميل كردند. جنگهايي كه حاصل آن حدود صد ميليون نفر قرباني و ويراني بسياري از سرزمينها و آباديها بود پيروزمندان جنگ خود را فاتح جهان و ملتهاي ديگر را شكست خورده پنداشتند و با وضع قوانين و ساز و كارهاي ظالمانه حقوق ملتها را ناديده گرفته و پايمال كردند.
خانمها و آقايان،
شوراي امنيت را كه از مواريث جنگهاي جهاني اول و دوم است ببينيد. آنان با چه منطقي براي خود امتياز وتو قائل شدند؛ اين منطق با كدام ارزش انساني و الهي سازگار است؟ با عدالت؛ با برابري در برابر قانون؛ با كرامت انساني يا با تبعيض، بيعدالتي، نقض حقوق انساني و تهديد اكثريت ملتها و كشورها؟ اين شورا عاليترين و بالاترين مرجع تصميمگيري در صلح و امنيت جهاني است. وقتي تبعيض قانوني وجود داشته باشد و منشاء قانون به جاي عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه ميتوان انتظار عدالت و صلح داشت. قدرتطلبي و خودپرستي منشاء نژادپرستي، تبعيض، تجاوز و ظلم است. اگر چه امروز بسياري از نژادپرستان هم در حرف و شعار نژادپرستي را محكوم ميكنند اما وقتي چند كشور قدرتمند اجازه دارند بر مبناي تشخيص و منافع خود براي بقيه كشورها تصميمگيري كنند به راحتي ميتوانند همه قوانين و ارزشهاي بشري را لگدمال كنند؛ چنانكه كردهاند. بعد از جنگ جهاني دوم به بهانه قربانيشدن يهوديان و سوء استفاده از هولوكاست با تجاوز و لشكركشي يك ملت را آواره و عدهاي را از اروپا و آمريكا و ساير كشورها به سرزمين آنان منتقل كردند و يك حكومت كاملا نژادپرست را در سرزمين اشغالي فلسطين برپا كردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستي در اروپا خشنترين نژادپرستان را در نقطهاي ديگر يعني فلسطين حاكم كردند.
شوراي امنيت اين حكومت غاصب را تثبيت و در طول شصتسال از آن دفاع كرد و دست غاصبان را براي هر نوع جنايتي باز گذاشت. از اين بدتر آنكه عدهاي دولتهاي غربي و آمريكا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسلكش ميدانند و در حالي كه وجدانهاي پاك بشري بمباران، اشغال و آدمكشي و فجايعي كه در غزه اتفاق افتاد را محكوم ميكنند از آن جنايتكاران حمايت ميكنند. قبل از آن نيز در برابر همه رسواييهاي اين رژيم سكوت نموده يا حمايت كردهاند.
دوستان عزيز، خانمها و آقايان،
منشاء جنگهاي اخير نظير حمله آمريكا به عراق يا لشكركشي گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آيا غير از خودخواهي دولت وقت آمريكا و فشار صاحبان ثروت و قدرت براي بسط نفوذ و سلطه، تامين منافع توليدكنندگان سلاح، نابودي يك فرهنگ چندهزار ساله، از بين بردن خطرات بالقوه و بالفعل كشورهاي منطقه عليه رژيم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژي مردم عراق بوده است؟ به راستي چرا يك ميليون كشته و زخمي و چند ميليون نفر آواره شدند؟ به راستي چرا صدها ميليارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها ميليارد دلار هزينه لشكركشي بر مردم آمريكا و متحدان او تحميل شد؟ آيا حمله به عراق با طراحي صهيونيستها و همپيمانان آنان در هيأت حاكمه وقت آمريكا كه از يك طرف به صندلي قدرت تكيه زدهاند و از طرفي صاحبان شركتهاي توليد سلاح هستند، نبوده است؟ آيا با لشكركشي به افغانستان صلح و امنيت آسايش و رفاه به اين كشور برگشت؟
آمريكا و متحدان او قادر نبودند و حتي قادر به جلوگيري از توليد مواد مخدر نبودند و در دوره حضور آنان توليد آن چند برابر شده است.
سوال اساسي اين است كه دولت وقت آمريكا و متحدان او چه كاره بودند؟ آيا نماينده ملتهاي جهان بودند؟ آيا برگزيده ملتها هستند؟ آيا از مردم دنيا وكالت دارند كه در همهجاي جهان و البته بيشتر در منطقه ما دخالت ميكنند؟ آيا اين اقدامات، اشغال عراق و افغانستان از مصاديق خودخواهي و نژادپرستي و تبعيض و لگدمال كردن عزت، و استقلال ملتها نيست؟
خانم ها و آقايان،
مسؤولان اقتصاد جهان بحرانزده جهان چه كساني هستند؟ بحران از كجا آغاز شده است؛ از آفريقا از آسيا يا ابتدا از آمريكا و سپس از اروپا و متحدان آنان؟
مدتهاي طولاني قوانين و مقررات ناعادلانه اقتصادي را با قدرت سياسي بر تعاملات سياسي بينالمللي تحميل كردند؛ نظام پولي و مالي را بدون تعبيه نظارت بينالمللي وضع كردند و بر دولتها و ملتهايي تحميل كردند كه هيچگونه دخالتي در روندها و سياستها نداشتند. آنان حتي به ملتهاي خودشان هم اجازه نظارت ندادهاند با كنار گذاشتن اخلاق از مناسبات، همه مقررات و قوانين را به نفع گروهي از صاحبان قدرت و ثروت رقم زدند و با تعريف خاصي از بازار آزاد و رقابت، بسياري از فرصتها را از ديگران سلب و مشكلات خود را به ديگران منتقل كردند. امروز موج بحران، با دهها هزار ميليارد بدهي و هزاران ميليارد دلار كسري بودجه به خودشان برگشته است.
امروز هم براي اصلاح وضع با پولهاي بدون پشتوانه و در واقع از جيب شهروندان خود و ساير ملتها شروع به تزريق صدها ميليارد دلار به بانكها و كمپانيها و بازارهاي مالي رو به ورشكستگي كرده و مجددا مردم خود را بدهكارتر و مشكل را پيچيدهتر ميكنند.
آنها به فكر قدرت و ثروتهاي خود هستند و مردم جهان و حتي ملتهاي خودشان در نزد آنان هيچ ارزشي ندارد.
آقاي رئيس؛ خانمها و آقايان،
ريشه اصلي نژادپرستي عدم فهم حقيقت انسان به عنوان مخلوق برگزيده و انحراف از مسير حقيقي زندگي بشر و مأموريتهاي آدمي در آفرينش است؛ غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفكر در فلسفه حيات و مسير كمال انسان كه از نتايج طبيعي آن پايبندي به ارزشهاي الهي و انساني است، موجب شد تا افق نگاه آدمي تنزل كرده و منافع محدود و زودگذر مبناي سنجش و اقدام او شود. بدين ترتيب هستههاي قدرت شيطانصفت شكل گرفت و با حذف فرصتهاي عادلانه براي رشد ديگران بر دامنه توسعه خود افزود. چنان كه در زشتترين شكل ممكن به نژادپرستي افسارگسيختهاي تبديل شد كه اكنون به عنوان خطرناكترين عامل صلح جهاني را تهديد و راه تحقق زندگي مسالمتآميز جهاني را سد كرده است.
بيشك نژادپرستي را بايد نماد جهالتي دانست به عمق تاريخ و نشانهاي از جمود و خمود در برابر رشد عمومي بشر. از اين رو انتظار آن است كه جلوههاي نژادپرستي را در شرايط و موقعيتهايي جستوجو كنيم كه فقر دانش و فقدان فهم در جامعه فراگير باشد.
لذا راه اصلي مبارزه با چنين مظاهري ترويج آگاهيهاي عمومي و تعميق فهم عمومي نسبت به فلسفه وجودي آدم و حقيقت جهان انسانمحور است كه لازمه يا نتيجه آن بازگشت به ارزشهاي معنوي و اخلاقي و فضائل انساني و خداگرايي است. جامعه جهاني بايد در يك جريان فراگير فرهنگي براي روشنگري هر چه بيشتر در برخي جوامع مبتلا و البته عقبمانده حركتي جمعي را به انجام رساند و به سرعت اين مظهر زشت و پليد را ريشهكن كند.
و اما دوستان عزيز،
امروز جامعه بشري با نوعي از نژادپرستي مواجه است كه زشتي ناشي از آن حيثيت انسان را در آغاز هزاره سوم به طور كلي مخدوش كرده و جامعه جهاني را شرمنده ساخته است. صهيونيسم جهاني مظهر تمام عيار نژادپرستي است كه با توسل دروغين به دين كوشيده است تا با سوء استفاده از عواطف ديني برخي از افراد بياطلاع چهره زشت خود را پنهان كند اما آنچه كه بايد به طور جدي مورد توجه قرار گيرد اهداف برخي قدرتهاي بزرگ و صاحبان منافع وسيع در جهان است كه با استفاده از قدرت اقتصادي و نفوذ سياسي و ابزار گسترده رسانهاي مذبوحانه مي كوشند تا با پشتيباني همهجانبه از جنايات رژيم صهيونيستي از زشتي وجودي آن بكاهند؛ اينجا مساله اصلي جهل نيست و لذا نميتوان در مبارزه اين پديده شوم به كار فرهنگي بسنده كرد بلكه بايد كوشيد تا با سوءاستفاده صهيونيستها و حاميان آنان از ابزار سياسي بينالمللي پايان داد و با احترام به خواست ملتها عزم دولتها را در راه ريشهكنكردن اين نژادپرستي آشكار جذب كرد و شجاعانه در مسير اصلاح مناسبات و سازوكارهاي بينالمللي گام نهاد. بيشك همه شما از تلاشهاي گسترده كانونهاي جهاني براي انحراف در مسير ماموريت اين نشست مهم آگاه شدهايد. متأسفانه ادبيات حمايت از صهيونيستها به معناي مشاركت و همدستي آشكار در جنايات آنها مشاهده مي شود و اين بر مسووليت نمايندگان محترم ملتها در افشاي اين جريان ضدبشري و اصلاح مناسبات و رفتارها ميافزايد. بايد دانست كه دور نگه داشتن يك ظرفيت عظيم جهاني مثل اين نشست از مصاديق اصلي به معناي كمك به تداوم وجود زشتترين مصداق بارز نژادپرستي است. لازمه دفاع از حقوقبشر امروز اين است كه اولا از حقوق ملتها مبني بر آزادبودن در تصميمگيريهاي مهم جهاني بدون تاثيرپذيري از برخي قدرتها دفاع شود و ثانيا نسبت به اصلاح ساختارها و مناسبات جهاني اقدام گردد.
از اينرو اين نشست صحنه يك آزمون بزرگ است و افكار عمومي جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهد كرد.
آقاي رئيس، خانمها و آقايان؛
شرايط عمومي جهان با سرعت به سمت تغييرات اساسي پيش ميرود. مناسبات قدرت بسيار شكننده شده است. صداي شكستن ستونهاي ستم جهاني شنيده ميشود. ساختارهاي سياسي و اقتصادي كلان در حال فرو ريختن است. بحرانهاي سياسي و امنيتي رو به تعميق است و بحران رو به گسترش اقتصاد جهاني كه هيچ افق روشني براي اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد كمي و كيفي تحولات همهجانبه در پيشرو را بسيار شگرف ميكند. اين جانب بارها و بارها بر ضرورت بازگشت از مسير غلطي كه مديريت مسلط امروز جهان در پيش گرفته است تاكيد كرده و نسبت به تاخير در آن هشدار دادهام. اكنون نيز در اين نشست ارزشمند جهاني خطاب به شما و همه مديران، انديشمندان و نيز همه ملتهاي جهان كه تشنه صلح، آزادي، پيشرفت و رفاه هستند عرض ميكنم كه مديريت ناعادلانه مسلط بر جهان به پايان راه خود رسيده است.
اين بنبست از آن جهت كه منطق اين مديريت تحميلي ظالمانه است اجتنابناپذير بود؛ چرا كه منطق حركتي جهان حركتي متعالي، هدفمند، انسان محور و خداگراست. حركتي كه با هر سياست و برنامهاي كه در جهت منافع ملتها نباشد مقابله ميكند. پيروزي حق بر باطل و آينده روشن بشر و برپايي نظام عادلانه جهاني وعده خدا و همه پيامبران و اميد مشترك و تاريخي همه جوامع و نسلهاست. تحقق چنين آيندهاي لازمه حكمت در آفرينش و مورد باور همه قلبهاي مومن به خدا و جايگاه بسيار ارزشمند انسان است.
شكلگيري جامعه جهاني امكان عملي تحقق نظام مشترك جهاني و سرانجام ورود انديشمندان، مديران و مردم جهان براي مشاركت فعال و عادلانه در تصميمگيريهاي كلان و اساسي مسير قطعي اين مقصد بزرگ است. اكنون ظرفيت علمي و فني و فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي، فهم مشترك و فراگيري از جامعه جهاني را پديد آورده و بستر لازم را براي تحقق نظام مشترك فراهم ساخته است. اكنون اين مسووليت عظيم فرهيختگان، دانشمندان و مسؤولان در سراسر جهان است كه با ايمان نسبت به اين راه قطعي نقش تاريخي خود را ايفا نمايند و اكنون ميخواهم بر اين حقيقت تاكيد كنم كه كاپيتاليسم غربي همانند كمونيسم از آن جهت به پايان راه خود رسيده است كه جهان و انسان را آنگونه كه هست نديده و كوشيده است تا مسير و مقصدي خود ساخته را به بشريت تحميل كند و به جاي توجه به ارزشهاي انساني و الهي، عدالت، آزادي، عشق و محبت و برادري، رقابتي سخت براي كسب منافع مادي فردي و گروهي را مبناي زندگي قرار دهد.
اكنون بايد با عبرت گرفتن از گذشته و درك ضرورت اصلاح مسير و شرايط امروز به تلاشي همه جانبه همت كنيم و در اين رابطه و به عنوان سخن پاياني مايلم توجه همگان را به دو نكته مهم جلب نمايم.
1. اصلاح وضعيت موجود جهان صد البته شدني است اما بايد دانست كه اين امر جز با همكاري همه دولتها و همه ملتها ممكن نيست از اين رو بايد از ظرفيت هاي همكاري جهاني حداكثر استفاده را به عمل آورد و حضور اينجانب در اين نشست احترام به اين مسأله مهم و نيز موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملتها در برابر پديده شوم نژادپرستي و همراهي با شما انديشمندان است.
2. نظر به عدم كارايي نظامها و مناسبات سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي بينالمللي لازم است با ملاحظه ارزشهاي الهي و انساني و تحليل درست و واقعي از انسان و براساس عدالت و ارزشگذاري به حقوق همه انسانها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مديريت مسلط و با تغيير در نگاه و رفتار نسبت به اصلاح در ساختارهاي موجود اقدام شود. در اين رابطه تغيير فوري در ساختار شوراي امنيت و حذف امتياز تبعيضآميز حق وتو و تغيير در نظام مالي و پولي جهاني بايد در دستور كار قرار گيرد. بديهي است عدم درك فوريت در تغيير معادل هزينههاي سنگينتر تغيير است.
دوستان عزيز من،
بدانيد كه حركت در جهت عدالت و عزت انسانها حركت شتابان در مسير آب است. اكسير عشق و محبت را فراموش نكنيم. قطعيت آينده روشن بشر سرمايه بزرگي است كه ميتواند ما را هر چه آگاهتر و اميدوارتر گرد هم نگه دارد تا براي جهاني پر از عشق و نعمت و عاري از فقر و نفرت و برخورداري هر چه بيشتر از رحمت خدا و مديريت صالح انسان كامل تلاش كنيم. بياييد يكايك ما در اين امر مهم سهمي مهم داشته باشيم.
به اميد آن روز روشن زيبا.
از آقاي رئيس و دبير كل و همه شما عزيزان بخاطر حوصلهاي كه به خرج داديد صميمانه تشكر ميكنم.
موفق و سربلند باشيد.